Archive for آگوست, 2007

من هستم!؟

من خرمگس کدام معرکه هستم !؟

تو کدام طرف بازی این بازاری ؟ !

دزدی یا تاجر !؟ خریداری یا فروشنده !؟

Add comment سه شنبه,28/آگوست/2007

هاستينگ شيرين چند؟ [ مصائب آنلاين ماندن ‌]

امروز متن اصلی نداریم ! مستقیم میریم سراغ پانوشت ها ؛ در واقع امروز خود پانوشت ها تبدیل شدن یک پست !

[ ₪ ‌] دیروز یک ایمیل از طرف هاستینگ‌ام بدستم رسید با این مضمون که هاست تا یک ماه دیگه بیشتر در دسترس نیست و باید به فکر یک سرور جدید باشم و الباقی پول من رو هم به صورت روزشمار بهم بر میگردونن ! هاستینگ قبلی من CMSServer بود که از همه لحاظ ازش راضی بودم و ظاهراً با دیتاسنتر هاشون به مشکل برخوردن و …. الان من موندم با کلی اطلاعات که باید به سرور جدید منتقل شن !

انتظارات من هم از هاستینگ جدید اینه :

ایمن بودن + حداقل 500 مگابایت فضا با حداکثر قیمت 40 دلار + نامحدود بودن در ایجاد ساب دومین و دیتابیس و امکانات جانبی + uptime بودن همیشگی سرورهاش [ کمتر از 99 درصد واقعی نباشه ] + گرفتن بکاپ روزانه ، هفتگی ، ماهیانه + رعایت حقوق مشتری و احترام در برخورد + داشتن بخش پشتیبانی فعال

لطفاً با توجه به انتظارات من سوالات زیر پاسخ بدین :

i. از چه هاستینگی خدمات میگیرین ؟

ii. چه هاستینگی رو پیشنهاد میکنید ؟

iii. آیا خرید مستقیم پنل رو از هاستینگ‌های غیرایرانی پیشنهاد میکنید ؟ خرید از چه شرکتی رو پیشنهاد میکنید ؟

iv. از بلو هاست تا حالا سرویس گرفتین ؟ چطوره سرویس هاش ؟

v. لطفاً یک سایت معرفی کنید برای کسب اطلاعات از معتبرترین هاستینگ های جهان !

4 comments سه شنبه,28/آگوست/2007

اي كاش …

through_the_pain_by_pekthong.jpg

ای کاش دوستم می‌پنداشتی ای دوست !
نه آن دشمن خونین چنگ ! سرخ چشم و دراز گوش !
ای کاش تنها مانده بودیم ؛ بدون وجود ما ایی
اینگونه امیدی بود به شنیدن حرفی و سخنی !
نه این‌ چنین خسته از بردن نامی و سلامی !

ای کاش دوستم می‌پنداشتی ای دوست !
چاره ای دردم بودی ! ناله و اشکم بودی !
ای کاش روز اول … نه ! ای کاش لبخند اولم بودی !
که اول روز تنها قسمت من اشک بوده است و امروز نیز تنها اشک !
و تو تنها زاده شدی برای خنده و جشنی !

ای کاش هنوز هم در پی‌ام بودی !
در پی کشف به‌ترین رستن‌ام ! کشف دلم که سخت دلگیر است !
ای کاش دوستم می‌پنداشتی ای دوست !
ای کاش اشکم … نه ! چشمم بودی ! که اولین همراه و تنها یارم می‌بودی!

ای کاش ساده در کشف‌ام بودی ای دوست !
نه این چنین خسته از تنم ! خسته از صدا و ره‌ام
ای کاش دوستم می‌پنداشتی ای دوست !
ای کاش می‌دیدی خستگی تنم‌را
نه این چنین رد‌م می‌کردی بی شنیدن پاسخی یا دادن نشانی

ای کاش ، ای کاش …
ای کاش دوستم میداشتی ای دوست !

 

::: شاعر : [ کاشف العالم ]

Add comment سه شنبه,28/آگوست/2007

پلاگین پارسی نقشه سایت برای وردپرس

 

 

  • دوستاني كه در طول چند روز گذشته اين پلاگين رو دانلود كردند مجدداً اقدام به دانلودش كنند ! اشكالاتي در ترجمه برطرف شده !

امروزه یکی از مهمترین دلایل موفقیت یک وبلاگ تعداد لینک‌های آن در موتور جستجوهایی نظیر گوگل ، یاهو و… است . برای داشتن یک وبلاگ موفق ما باید همیشه اقدام به معرفی مطالب خود به موتور‌های جستجو کنیم ! انجام این کار برای دفعات متوالی بسیار خسته کننده است ! در اینجاست که پلاگین google sitemap generator به کمک شما می‌آید و کار را برای شما آسان میکند !

google sitemap generator پلاگینی است که بعد از نصب آن خیال شما تا حد بسیار زیادی از معرفی مطالب و نوشته هایتان به موتور‌های جستجو راحت خواهد بود ! این پلاگین توسط Arne Brachhold نوشته شده ! و در نوع خودش یکی از کم‌نظیرترین هاست !

در بخش پیکربندی این پلاگین میتوان صفحات وبلاگ خود را از نظر اهمیت محتوا اولویت‌بندی کرد ! مثلاً بیشترین اولویت صفحات وبلاگ را به ” صفحه اصلی ” واگذار کرد و اهمیت آن را نسبت به دیگر صفحات برای موتور جستجو بیشتر جلوه داد !

از دیگر ویژگی های قابل توجه این پلاگین میتوان به این اشاره کرد که مدیر وبلاگ به راحتی میتواند تعیین کند که ” خزنده ” موتور جستجو بعد از طی چه مدت زمانی به بخش هایی همچون ” صفحات ایستا ” ، ” صفحه اصلی ” ، ” پست ها ” ، ” دسته بندی‌ها ” ، ” آرشیو ها ” و … بازگردد و مجدداً بخش های ذکر شده را پویش کرده و مطالب جدید این بخش ها رو ایندکس کند ! مثلاً میتوان تعیین کرد که ” دسته بندی فایرفاکس ” وبلاگ‌شما به صورت ” ساعتی ” ، ” روزانه ” ، ” هفتگی ” ، ” ماهیانه ” ، ” سالیانه ” از طرف موتور جستجو بازدید و ایندکس شود !

لطفاً پلاگین رو از لینک های پائین دانلود و تست کنید و در صورتی که نظر یا پیشنهادی دارید در بخش نظرات همین مطلب ذکر کنید ! این رو هم بگم که من این پلاگین رو با نسخه ۲.۲ وردپرس انگلیسی تست کردم و هیچ مشکلی نداره ! و موضوع دیگه اینکه اگر دوستان لطف کنن و به این مطلب در وبلاگ یا لینکدونی‌شون لینک بدن ممنون میشم ! با اینکار کاربران بیشتری با وردپرس و قابلیت‌هاش آشنا میشن و عده‌ای هم ترغیب به پارسی سازی پلاگین‌های وردپرس خواهند شد !

[ + ] [ + ] نسخه پارسی google sitemap generator را از اینجا یا اینجا دانلود کنید !

پانوشت :

بعد از انتشار نسخه پارسی پلاگین های If You Liked That و Plug Installer ، بعضی از دوستان عضو تیم وردپرس پارسی اظهار کردند که پلاگین ها رو بهتر هستش که بصورت ” استاندارد ” پارسی سازی کنم ! که من هم با راهنمایی همین عزیزان پارسی سازی استاندارد پلاگین ها رو یاد گرفتم و از این به بعد پلاگین ها رو به صورت کاملاً استاندارد ترجمه خواهم کرد ، جا داره همینجا از تمامی این دوستان بخصوص ” گناهکار ” عزیز تشکر و قدردانی کنم !

5 comments دوشنبه,20/آگوست/2007

آيتم هاي مرتبط با پلاگين پارسي If You Liked That

با توجه به بازخورد خوبی که انتشار نسخه پارسی پلاگین Plug Installer داشت تصمیم گرفتم تا پلاگین بعدی هم رو پارسی کنم و در اختیار دیگر دوستان بذارم .

اسم این پلاگینIf You Liked That هستش و توسط آقایان Martin Ford و Bochgochنوشته شده .

کار این پلاگین اینه که آیتم های مرتبط با هر پست‌تون رو به صورت خودکار در پایان مطلب‌تون جمع‌آوری میکنه ، منظور از ” آیتم‌های مرتبط “مطالب قبلی وبلاگ شما هستن که به نوعی بهم از نظر موضوع یا متنی شبیه بهم هستن. با این پلاگین دیگه نیازی نیست که نویسنده وبلاگ زحمت لینک‌ دادن به تمامی مطالب قبلی رو به صورت دستی به خودش بده !

از ویژگی های If You Liked That میشه به امکان تعیین چینش و شیوه قرار گیری لینک‌ها اشاره کرد ! یعنی اینکه میشه خیلی راحت تعیین کرد که لینک‌ها بر چه اساسی اولویت بندی و منتشر بشن ! مثلاً به صورت تصادفی منتشر بشن یا بوسیله ” عنوان مطلب ” ، میشه تعیین کرد که چینش لینک‌ها صعودی باشه یا نزولی!

همینطور میشه به این قابلیت If You Liked That اشاره کرد که شما تنها با تیک زدن یک گزینه در بخش تنظیمات پلاگین تعیین کنید که خلاصه مطلب در زیر عنوان مطلب نمایش داده بشه یا نه ! پلاگین چند تا قابلیت دیگه هم داره که کار شما رو در انتشار مطلب بسیار راحت میکنه و از اتلاف وقت‌تون جلوگیری میکنه !

لطفاً پلاگین رو از لینک های پائین دانلود و تست کنید و در صورتی که نظر یا پیشنهادی دارید در بخش نظرات همین مطلب ذکر کنید ! این رو هم بگم که من این پلاگین رو با نسخه 2.2 وردپرس انگلیسی تست کردم و هیچ مشکلی نداره ! و موضوع دیگه اینکه اگر دوستان لطف کنن و به این مطلب در وبلاگ یا لینکدونی‌شون لینک بدن ممنون میشم ! با اینکار کاربران بیشتری با وردپرس و قابلیت‌هاش آشنا میشن و عده‌ای هم ترغیب به پارسی سازی پلاگین‌های وردپرس خواهند شد !


[ + ] [ + ] نسخه پارسی پلاگین If You Liked That رو از اینجا یا اینجا دانلود کنید !

3 comments جمعه,17/آگوست/2007

نصب آسان پلاگين در وردپرس

همیشه وقتی یکی از پلاگین های جدید و فوق‌العاده وردپرس رو می بینم هوس میکنم نصبش کنم رو سایتم ! ولی یک مشکلی که همیشه برام مطرح بوده این بودش که با این سرعت کم چطور میشه وارد کنترل پنل هاستم بشم و پلاگین رو آپلود کنم روی سرور و بعدش از حالت فشرده خارجش کنم ! تازه بعدش باید وارد بخش مدیریت وردپرس بشم و پلاگین رو فعال کنم ! آخه با این سرعت کم اتصال به اینترنت ، بخوای همه این کارها رو کنی حکم این رو داره بخوای آپولو هوا کنی !

یکی دو ماه پیش داشتم توی بخش پلاگین‌های وردپرس کمی جستجو میکردم که خیلی تصادفی به این پلاگین برخوردم و دانلود و نصبش کردم و شروع کردم باهاش ور رفتن ! اسم این پلاگین Plug Installer هستش که توسط ” هنینگ اسچیفر ” نوشته شده و برای دانلود در اختیار عموم قرار گرفته !

پلاگین فوق العاده ای هستش ! وقتی نصب و فعالش کنی قسمت پلاگین‌های وردپرس رو کاملاً متحول میکنه ! پلاگین‌های فعال رو از غیرفعال‌ها جدا میکنه تا وقتی وارد بخش پلاگین‌ها شدید سردرگم نشید ! بعدش میتونید از قسمت مدیریت پلاگین ها ، پلاگین مورد نظرتون رو آپلود و نصب کنید و یا پلاگینی رو که دیگه تمایلی به استفاده ازش ندارید رو حذف کنید ! این امکانات باعث میشن دیگه نیازی به ورود به کنترل پنل هاستتون نداشته باشید و همه پلاگین ها رو از داخل خود وردپرس نصب کنید !

از نکات قوت دیگه Plug Installer باید به این اشاره کنم که بعد از نصبش برای نصب یک پلاگین جدید نیاز ندارید که پلاگین مورد نظرتون رو دانلود کنید و بعدش مجدداً به وسیله Plug Installer نصبش کنید ! تنها کافی هستش که شما لینک پلاگین موردنظر رو از یک سایت [ مثلاً wordpress.org ] بدید و کارها رو به خود Plug Installer واگذار کنید ! Plug Installer مستقیماً فایل رو روی هاستتون ذخیره میکنه و اقدام به نصبش میکنه !

چند مدتی که از Plug Installer استفاده کردم ، با خودم گفتم که وقت بذارم و پلاگین رو به پارسی ترجمه کنم و در اختیار دوستان بذارم !

الان نسخه پارسی اش آماده شده و شما میتونید از لینک های آخر همین پست دانلودش کنید ! لطفاً روی وردپرس خودتون نصبش کنید ! تست کنید و در صورتی که دیدید مشکلی نداره لینک این مطلب رو توی یکی از پست ها یا لینکدونی خودتون قرار بدید تا دیگر دوستان هم بتونن استفاده کنن !

از دوستان عضو تیم ” وردپرس پارسی ” هم میخوام که در صورت امکان این مطلب رو در بخش ” سیاره وردپرس پارسی ” قرار بدن و تستش کنن و اگر صلاح دونستن توی سایت ” وردپرس پارسی ” که قراره به همین زودی‌ها راه بیفته هم قرار بدن لینکش رو !

در صورتی که مشکلی داشتید با Plug Installer میتونید در بخش نظرات همین مطلب اظهار کنید تا بررسی کنم و در صورتی که به تونم مشکل رو رفع کنم ! این رو هم بگم که من این پلاگین رو در نسخه های 2.1 و 2.2 وردپرس نسخه انگلیسی نصب کردم و هیچ مشکلی توش ندیدم ! امیدوارم که از کار کردن با Plug Installer لذت ببرید !

[ + ] [ + ] نسخه پارسی این پلاگین رو از اینجا و يا از اينجا دانلود کنید !

 

پانوشت :

یک مطلبی که ازش خیلی دارم تعجب میکنم اینه که چرا دوستان پارسی زبان‌مون قصد ندارن فکری به حال قالب بخش مدیریت وردپرس کنن ! مثلاً چرا این قالب رو سازگار با زبان پارسی نمی کنن ؟ فقط کمی نیاز به دستکاری css داره که فکر نکنم برای بچه های تیم وردپرس پارسی خیلی کار داشته باشه! منتظر پارسی سازیش . قالب فوق‌العاده شیک و ساده‌ای هستش! اگه کسی هم از رنگش خوشش نیومد چند تا کد رنگ بهش میده و خلاص ! رنگ بخش مدیریت رو توی سه سوت عوض میکنه !

6 comments پنجشنبه,16/آگوست/2007

روایتی از حضور بونوئل در ایران

 

یک داستان مطبوع

کارمن کوچولو دختر خیلی سر به راهی بود. معصومیت کارمنچیتا شهره خاص و عام بود.مادرش شب و روز از او مراقبت میکرد و با هوشیاری خود دیواری در جلو دخترش در برابر دام های دنیوی کشیده بود. کارمنچیتا که دوازده ساله شده بود مادرش هم به شدت نگران شد و با خودش فکر کرد : “روزی که دخترم برای اولین بار عادت ماهیانه شود ، با معصومیت طلایی اش خداحافظی خواهد کرد ” مادر برای حل این مشکل راهی یافت وقتی متوجه اولین رنگ پریدگی کارمنچیتا شد ، مثل دیوانه ها به خیابان دوید و با دسته بزرگی گل سرخ بازگشت . ” بیا دخترم ، این ها رو بگیر ؛ حالا تو داری یک زن میشوی . ” و کارمنچیتا ، شادمان و فریفته‌ی آن گل‌های سرخ زیبا ، فراموش کرد که عادت ماهیانه بشود . هر ماه ، دوازده بار در سال و برای سالهای متمادی ، کارمنچیتا با همین روش خر میشد و از آن حقیقت مشمئزکننده در امان میماند .

به محض این که سایه های پیش از سیزدهم هر ماه زیر چشمانش ظاهر میشدند ، مادرش هم گلهای سرخ را در دستان او میگذاشت .

کارمنچیتا چهل ساله شد . مادرش که حالا دیگر خیلی پیر شده بود ، هنوز او را کارمنچیتا صدا میزد ؛ اگر چه دیگران همه به او دوناکارملا میگفتند . آن سال ، ماهی آمد که دیگر سایه زیر چشمان کارمنچیتا ظاهر نشدند ، بنابراین مادر به او یک دسته گل سفید داد . ” بیا دخترم ، حالا که تو از زن بودن دست کشیدهای ، این آخرین دسته گلی است که به تو تقدیم میکنم . ” کارمنچیتا برآشفت ” اما مامان من تا حالا هیچوقت نمی دانستم که یک زن هستم . ” و مادرش پاسخ داد ” دیگر بدتر ، دخترم . ” همان دسته گل سفیدی را وقتی که دیگر پژمرده ، بی‌گلبرگ،خشکیده و از هم پاشیده شده بود ، روی تابوت کارمنچیتا نهادند .

یک داستان نامطبوع

سن بحرانی مری کوچولو هم که فرا رسید ، مادرش میخواست همان کاری را بکند که مادر کارمچیتا کوچولو کرده بود ، بنابراین وقتی دید رنگ مری زرد شده و زیر چشمانش سایه افتاده است ، یک دسته گل سرخ به او داد . اما مری کویتا از کارمنچیتا خیلی بی‌حیاتر بود ، دسته گل را گرفت ، پنجره را باز کرد ، گل ها را بیرون انداخت و عادت ماهیانه شد

از اسپانیایی ، نوشته شده به سال1927

داستانی که در بالا خواندید یکی از داستانهایی است که توسط ” لوئیس بونوئل “ اسپانیایی الاصل نوشته است علاقه‌مندان به سینما و مکتب سوررئالیسم مطمئناً از اهمیت و تاثیرگذاری فیلمها و آثار ” لوئیس بونوئل “ در تاریخ سینما و هنر آگاه هستند ، همانگونه که ” سالوادور دالی ” مهمترین بنیانگذار مکتب سورئالیسم در هنر نقاشی است ” لوئیس بونوئل “ هم مهمترین بینانگذار مکتب سوررئالیسم در هنر سینماست .

این دو با همکاری یکدیگر اقدام به ساخت یکی از ماندگارترین آثار سینمایی جهان پرداخته اند که بی شک مشهورترین اثر سورئالیستی تاریخ سینما نیز می باشد ، نام این اثر ” سگ آندلسی “ میباشد . برای خواندن فیلمنامه و همچنین مشاهده فیلم ” سگ آندلسی ” از لینک های زیر استفاده کنید :

[ + ] مشاهده فیلم کوتاه ” سگ آندلسی “

[ + ] فیلمنامه “سگ آندلسی” به فارسی با برگردان “محمد ارژنگ”

و اما در مورد داستان بالا می بایست عرض کنم که این داستان یکی از 28 داستان و شعری است که به صورت یک مجموعه گردآوری شده اند و در کتابی به بعنوان ” بونوئلی ها “ توسط خانم ” شیوا مقانلو “ به فارسی برگردانی شده است و توسط انتشاراتی ” نشر چشمه “ منتشر و در دسترس عموم علاقه‌مندان قرار گرفته است . این کتاب [ به خصوص داستان کوتاهی که در بالا آمده است ] یکی از بهترین کتابهایی است که در طول چند سال گذشته خوانده‌ام و همیشه احساس خوبی نسبت به‌آن داشته ام ! خواندن این کتاب را به شما توصیه میکنم ! نکته دیگر را برای هموطنانی مینویسم که در خارج از کشور زندگی میکنند و به نسخه فارسی کتاب دسترسی ندارند شما می توانید این کتاب را با این عنوان از کتابفروشی‌های دیگر کشورها تهیه کنید :

[ + ] An unspeakable betrayal : selected writings of Luis Bunuel

کتاب دیگری از بونوئل که خواندنش را شدیداً توصیه میکنم را میتوانید با عنوان ” با آخرین نفسهایم ( خاطرات لوئیس بونوئل ) “ با برگردان به پارسی ” علی امینی نجفی “ که توسط انتشاراتی ” هوش و ابتکار ” منتشر شده است تهیه کنید ! از آنجا که این کتاب با ترجمه پارسی کتابی کمیاب است شما میتوانید با کمی جستجو نسخه الکترونیکی اش را با ترجمه پارسی پیدا کنید ! برای یافتن نسخه پارسی الکترونیکی کتاب از اینجا شروع کنید . هموطنانی که در خارج از کشور زندگی میکنند و به نسخه فارسی کتاب دسترسی ندارند می توانند این کتاب را با مشخصات زیر از کتابفروشی‌های دیگر کشورها تهیه کنند :

[ + ] Luis Bunuel , Mon dernier soupir , Robert Lafont , S.A , Paris , 1982

چند کتاب دیگر هم از جمله فیلمنامه‌های آثار لوئیس بونوئل به پارسی برگردانی شده است که بخاطر یاری نکردن حافظه‌ام در حال حاضر ، شاید بعداً در موردشان یادداشتی بنویسم !

Add comment چهار شنبه,15/آگوست/2007

فسانه‌ای است دگر

امروز داشتم کتاب “قدر مجموعه گُل ” رو میخوندم که گزیده‌ای از بهترین غزلیات پارسی هستش و در کنار هر شعر توضیحی کوتاه درباره شاعر یا شعر مربوطه هم ضمیمه‌اش شده .

وقتی کتاب رو ورق میزدم به شعری برخوردم که ظاهراً متعلق به سهراب سپهری هستش ؛ شخصاً سهراب سپهری رو به عنوان یک شاعر و نقاش میشناسم و همیشه فکر می کردم تمامی طبع آزمایی سهراب سپهری به شعر نو [ سپید ] خلاصه میشه و مشاهده و خواندن یک غزل از سهراب خیلی برام جالب و تازه بود !

متن شعر رو در زیر میارم :

چو من ، نچید کسی خوشه‌ها زِ خرمنِ خواب

چو گونه دست بدارم دلا ز دامنِ خواب

نسیم خواب ز خود بُرد چون مرا ، نگهم –

گلی نچید به از بیخودی زگلشنِ خواب

هزار دیو و پری ، ریزدم به دیده فسون

فسانه‌ای است دگر ، خفتن و ندیدن خواب

متن فوق نشون میده سهراب سپهری با ادبیات کهن پارسی مشکلی نداشته و در این عرصه هم طی و طریق کرده ؛ در ضمن این نکته رو هم ذکر کنم که این شعر به سبک هندی تمایل داره !

از شما بازدیدکننده عزیز خواهش میکنم در صورتی که شعر یا متنی از سهراب به صورت قصیده یا غزل و یا هر قالب ادبی دیگه ای سراغ دارید که به نوعی قبلاً منتشر نشده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته در بخش نظرات همین مطلب ثبتش کنید تا بنده حقیر نیز مستفیض بشم !

 

₪ اشعار موجود در کتاب ” قدر مجموعه گُل ” توسط ” دکتر مرتضی کاخی ” گردآوری شده‌اند و توسط ” نشر و پژوهش فرزان ” منتشر و در دسترس عموم قرار گرفته است .

Add comment سه شنبه,14/آگوست/2007

من مرتضی هستم از نوع مجازی اش!

همیشه برام جالب بوده که آدمها وقتی به این دنیای مجازی پا میذارن چه شخصیتی برای خودشون ایجاد می کنن و i-am-morteza.pngدیگران چه فکری در موردشون می کنن!

اصلاً شخصیت مجازی خودشون رو دوست دارن ؟ نمودی از شخصیت واقعی شون هم توی دنیای مجازی هم پیدا میشه !

من امروز از سر بیکاری نشستم و خودم رو بر اساس ویژگی های واقعی ام برای دنیای مجازی طراحی کردم ! یعنی این عکسی که می بینید مرتضی بهمنی هستش البته از نوع مجازیش و قسمتی از ویژگی های شخصیتی من رو میشه توش دید! از این به بعد می تونید این رو نشون دوستاتون بدید و بگید این مرتضی است !

+ اگر در دیدن تصویر مشکل دارید از اینجا ببینیدش !

شما چه ویژگی هایی از منو می تونید توی این عکس پیدا کنید ؟ چه چیزی به نظرتون بین من و این عکس مشابه و چه چیزی متفاوت هستش؟ کلاً با دیدن این تصویر به چه ویژگی های از من میتونید پی ببرید !

میتونم یک تصویر از شخصیت مجازی شما رو هم ببینم؟ عکسی ، تصویری با طرحی که زدید از شخصیت واقعی خودتون رو برام بفرستید !‌ اگه هم ندارین عکسی نیست که فکر کنین ویژگی های شخصیتی شما رو داره؟ البته منظورم تام‌کروز اینها نیست! یک چیزی که شخصیت مجازی شما رو با توجه به تکیه بر ویژگی‌های واقعی‌اتون نمایش بده !

منتظر تصاویر شما هستم!

Add comment دوشنبه,13/آگوست/2007

زندان اوین دانشجو می پذیرد!

[ کمی برای نوشتن دیر شده ! دیر که چه عرض کنم ! عمری گذشته ! مطلبم کمی حال و هوای گذشته دارد و اطلاعاتم از عزیزان زندانی مان بروز نیست ! شما خبری ندارید؟ ]

دیروز داشتم به وب سایت های مورد علاقه ام سری می زدم که متاسفانه باز هم لوگوهای حمایتی دانشجویان زندانی را دیدم و باز هم دل مان گرفت از نعمت‌های خداوندی که در پناه حکومت کج اندیش‌مان نصیب جوانان و دوستانمان شده است !

هنوز هم دانشجویان دربندند ! دیروز در وبلاگ هم‌ولایتی‌مان ” گناهکاراین مطلب را خواندم و باز هم خاطرات و اخبار چند ماه گذشته برایم زنده شد !‌ آنروز ها سرگرم هنر هفتم بودم ! اکنون سرگرم زیرنویس پارسی ! دوستان هم دربند بودند و هستند و احیاناً خواهند بود !

چند روز پیش هم از طریق لینکدونی رادیو زمانه هم این مطلب را پیدا کردم و خواندم که تحمل شنیده‌ها برایم مصیبت کمی نبود ! و این مطلب هم باعث خوشحالی‌مان شد که بس شیرین بود و امیدوار کننده ! گویا امير يعقوبعلی و بهاره هدايت و بقيه‌ی بازداشت‌شدگان هجدهم تيرماه آزاد شده اند ! ولی هنوز هم دوستانی در بند باقی مانده اند به امید آزادی ‌شان!

مملکت گل و بلبل‌مان چه خواهد شد! ؟ روز خوشی در پیش است ؟ تمامی روزنامه هایی که شب و روزم را با آنها سپری می کردم توقیف شدند ! شرق ! هم میهن ! و … نمی دانم مشکل از چیست؟ از ایرانی بودنمان؟ از مسلمان زاده بودنمان ؟ از داشتن یک حکومت مذهبی ؟ از سابقه تاریخی‌مان !؟ یا همه اینها فرمالیته است و مشکل از ژن هایمان است؟ از انسان بودنمان؟ روزی که شرق را مجدداً توقیف کردند آنقدر پکر شدم که حاضر بودم به ترور شخصیتی خود دست بزنم ولی حرف ها و عقده های فروخورده ام رو نشان بدهم ! از همه چیز بدم می‌آید از همه چیز ! ولی زندگی معجونی شده است عجیب ! هنوز هم دلیلی برای خودن کیسه قرص هایم پیدا نکرده‌ام ! در اولین فرصت ریق رحمت را سر میکشم!

[ + ] ویدئویی که من ندیده بودم ! ببینید چگونه دو دانشجوی سیاسی را ارشاد به راه راست می کنند!

[ + ] کی داره چی می کشه؟! لیستی از این چند نفری که در بند هستند ! لیستش قدیمی است و تعدادی از دوستانمان آزاد شده اند خوشبختانه !

تا بعد ! آزاد باشید و بدون محدودیت !

Add comment یکشنبه,12/آگوست/2007

کالباس

صبح ساعت هشت با صدای در از خواب بیدار میشی ! هنوز چشمات به نور اتاق عادت نکردن و تقریباً خوابی که یکی از آشناها رو بالای سرت می بینی که قصه کلثوم ننه رو تعریف می کنه! سعی می کنی صمیمی جلوه کنی ! میری و آبی به صورتت میزنی ! تنها چهار ساعت خوابیده بودی!

بعدش مشخص میشه اهل منزل رفتن عروسی ! عین همیشه توی خونه باید بمونی ! خودت انتخاب کردی ! مزاحم اول صبح شروع به قصه مشکل مدیریتی تیم استقلال میکنه! اول صبح خدا زده توی سر طرف ! تو که فوتبالی نیستی! مزاحم ول میکنه و می بینه توی باغ نیستی سرش رو میندازه پائین و شر رو کم میکنه!

بعدش میری سراغ یخچال و می بینی مثل همه آخر هفته ها چیزی توش نیست ! جز چند تا نون و یک ظرف ماست ! چاره ای نیست باید دست به جیب بشی و بری چیزی بخری بخوری تا زخم معده کار دستت نده! توی جیبت جز یک هزار تومانی هم پولی نیست ! این رو میگن بدبیاری ! هزاری رو توی دستت صاف میکنی و تماس میگیری مادر مکرمه ات و مشخص میشه تا دو روز آینده نمیان خونه ! بازم بد آوردی!‌ می مونی و هزار تومان پولی که بغل تلفن مونده ! میری مغازه و هر طور حساب می کنی می بینی چیزی نمی تونی بخری جز ربع کیلو کالباس! میخری و برمیگردی خونه !‌چونکه پول نداری جایی دیگه بری!

ساعت یازده صبحونه کالباس میخوری ! بعدش پنج بعد از ظهر بعد از پنج ساعت خواب بیدار میشی و مجدداً کالباس میخوری ! دوباره میگیری میخوابی ! ساعت دو شب میری سراغ شامت ! چی باید بخوری جز چند برگ کالباس ! اونم از جنس مزخرفش ! ساعت چهار باید بخوابی ! خواب خوش ببینی ! [ زرشک ] خواب کالباس می بینی!

راستی قبل از خواب به این فکر کن که یک روز آینده رو چطور باید سر کنی!؟

Add comment پنجشنبه,9/آگوست/2007

برای سینما / تراژدی ها پایان ندارند!

رئیس : رفتم عقبش ! تا بکشمش! ولی وقتی دیدمش فهمیدم هنوز هم دوسش دارم!
مسعود کیمیایی خراب کرد! رئیس یک فاجعه بود ، از دوستام اونایی که حکم رو دیدن میگن خوب بود! ولی رئیس قضیه اش جداست ! میگن ، میگم بده / بد شده! خیلی بد!
رفتم عقب رئیس ! رفتم که برسم! ببینم! بگم اوهوی دنیا ! هنوز هم فیلم خوب میاد بیرون ! ایرونی ایرونی! خونی خونی! ولی نه !!

صد کیلومتر رو طی کردم توی گرمای پنجاه درجه خوزستان! برای سانس 2 ظهر بلیط گرفتم و نشستم! با میثم نشستم ! دو تا جمعه گذشت تا وقت شد و پول کرایه هامون جور شد تا رفتیم اهواز ! تا بریم رئیس ببینیم! ولی فیلم خراب بود! بد بود! سینما هم بد بود ! آخه سینما آفریقا که مال فیلم نشون دادن نیست! فیلم رو گند زد! منم بد جور پشیمون شدم ازcinemaandme.png دیدنش! ای کاش نمی دیدمش! ایطنوری حداقل میشد عین حکم! عطشی باقی می موند برای دیدن کار مسعود !

یک چیزی توی فیلم خیلی اذیتم می کرد! نمی دونم چی بود! ولی گمونم اعیونی بودنش بود!

اعیونی بودن مال من نیست! مال مسعود هم نیست! ما جنوبی ایم هر دو تامون! من جنوب کشور ! مسعود جنوب تهران! هر دو زورمون میاد بهمون زور بگن! اخه مردی که به ریش و سبیل داشتن و پشم سینه نیست! مردی به خونه! به رگه! به دله که وقتی اسم خدا میاد بگی ! بزرگه! ولی ما با خداش کار نداریم! ما حقمون رو می گیریم به حکم زور و چاقو ! به حکم مردی و مردونگی! هر چقدر هم خدا بزرگ باشه!
رئیس بد بود ، زد تو ذوقم ! آخه مسعود ، لامصب اگه میدونستی چقدر دوست دارم! اعتراضت هنوز که هنوز اول لیستمه برای دیدن فیلم! رئیس نه! صدای سالن بد بود! دیالوگ ها رو نگرفتم!
از اعیونی ات خوشم نیومد! ولی تیتراژش خیلی خوبه! قشنگه! مدرنه! تیتراژهای مسعود همیشه مدرنن! همیشه که نه! اکثر مواقع! تیتراژش کار مشترک بود ، جواد طوسی یکی از پایه های تیتراژ بود! باید بهشون ای ول گفت!

با رضا یزدانی هم حال نکردم! چرا نمی دونم! خوش نیومد! کلاً موسیقی فیلم رنگ به رنگ بود! هزار رنگ! عین شخصیت ها ! از یک طرف یزدانی راک میخونه ! از یک طرف امیر عبدالله بستکی میخونه! بستکی میرقصه! از طرفی اپرا میاد و پای ایتالیا میاد وسط که عشقه! از طرفی آهنگ دیس دیس دستا بالا! معجون عجیبی بود موسیقی این فیلم / شاید دیگه آلبوم های یزادنی هم گوش ندم! شاید!
نمره ام به رئیس : 9 از 10 / قبول نشدی مسعود! از این معرکه سربلند بیرون نیومدی! بعداً بازم میام عقبت!
روز سوم : قصه ای ما جنوبی ها که اینقدر خوبی ام!
روز سوم هم دیدم! سانس 11:30 دقیقه بلیط گرفتیم! خوب بود! بد نبود! یک جایی خارج بود! یک جاهایی نه!
راستی چرا به باران کوثری جایزه دادن!؟ لهجه داغون بود! یک جایی فارسی ! یک جاهایی عربی! یک جاهایی آبادانی !
حامد بهداد کارش خوب بود! ولی مثل همیشه نبود! یک جورایی می لنگید! اما باحال صحبت می کرد ! ” اما ولی “
پوریا پور سرخ بد نبود! ولی وقتی می اومد ادای خوزستانی ها رو در بیاره گند میزد! ” هیکچس با خواهر مو حق نداره حرف خواستگاری بزنه!” آخه این دیالوگ رو اینطوری میگن کا؟! گند زدی! ” مو هم باباشم ، هم ننه‌اش” این رو چرا اینطوری گفتی !کلاً دیالوگ نویسی های فیلم مشکل داشت! ولی کار پورسرخ هم که شناخت زیادی ازش نداشته و ندارم بد نبود! راستی اون صحنه رودخونه که رضا میزنه از آب بیرون و داد میزنه گند ترین نمای فیلمه! نمیشد عذاب روحی رو جور دیگه ای نشون داد!؟
ولی قسمت های تراژیک فیلم خوب بود! یکی دو جا اشکم در اومد ! به فیلم ربط زیادی نداشت! گمونم به خاطر خوزستان بود! به خاطر عشق ام! مادرم! پدرم‍ ! ناموس ام ! وطنم!
نمره ام به روز سوم : 12 از 20 / به خاطر همه چیز ! به خاطر خوزستانم!

1 comment شنبه,4/آگوست/2007


بدانيد و آگاه باشيد كه :

rss in feedburner

اين وبلاگ، وبلاگ جديد مرتضي بهمني است. سابقاً در دامنه شخصي پيكسل پست مينوشت. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد مرتضي بهمني لطفاً برگه " درباره من " را مشاهده بفرمائيد .

كاغذ پاره‌ها

RSS Linkdump

دسته بندي موضوعي مطالب

روزي روزگاري …

1356

اعضاي قبيله من

حمايت ميكنم از ...