سیاست‌شان مثل دیانت‌شان است! نیست؟

سه شنبه,22/آوریل/2008

نمی‌دانم که مردم واقعاً فراموش‌کارند یا دوست ندارند بعضی از بخش‌های تاریخ رو بیاد بیاورند؟
این روزها همه یک پا منتقد سیاست‌های دولت و نظام هستند و این منتقد بودن فی نفسه بد نیست ولی برای منتقد بودن می‌بایست سنگ محکی نسبت به وضعیت فعلی داشته باشیم تا وضعیت فعلی رو از قبل یا بعد از آن بسنجیم.
مثلاً این روزها اکثر وبلاگ‌ها دارند از رعایت نشدن حقوق مدنی و شهروندی صحبت می‌کنند و این موارد رو نقض صریح قانون اساسی می‌دانند در حالی که دوستان فراموش کرده‌اند قانون اساسی اجازه برخوردهای این چنینی را برای حکومت و دولت محفوظ میداند.
این روزها همه یک پا لیبرال دموکرات شده‌اند ولی فراموش کرده‌اند که نفس لیبرال بودن یعنی مخالفت با ساختار قانون اساسی. برای مثال آیت‌الله خمینی هر گونه اجازه خودنمایی رو به لبیرال‌ها یا کمونیست‌ها یا مارکسیست‌ها در ایران رو نشونه نقض صریح قانون اساسی و توهین به ارزش‌های انقلاب میدونن و زمانی که عقاید لیبرالی یا کمونیستی یا مارکسیستی فردی بروز داده بشه کلاً از دایره شهروند رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران خارج میشین و رسماً رو در روی نظام قرار می‌گیره.
نمونه‌اش هم آیت‌الله منتظری که قرار بود بعد از آیت‌الله خمینی به مقام رهبری نظام برسن ولی بخاطر ابراز عقاید خودشون در دفاع از عقاید لیبرال‌ها از دایره معتمدین خارج و هرگز به مقام رهبری نرسیدن و کلاً از دایره انقلابیون و مراجع دینی یا سیاسی خارج شدن! {مراجعه کنید به نامه آیت‌الله خمینی به آیت‌الله منتظری در تاریخ 1368/01/06}
نمونه‌ی هم برای علاقه‌مندان به حقوق بشر ذکر کنم تا حساب کار دست‌شان بیاید و امیدی به تغییر امور به دلخواه خود نداشته باشند، آیت‌الله خمینی در “صحیفه نور، جلد هشتم، صفحه 480″ بصورت صریح ذکر کرده‌اند که :
« قضیه قصاص در جاهایی از قرآن تصریح شده است و لایحه قصاص عین مسائل قرآن است … » شما که انتظار ندارید صاحبان قدرت و مسئولین بخاطر چهار اعتراض و مصاحبه و کلمه حقوق بشر حکم و فتوای پدر سیاسی و مذهبی خود را فراموش کنند؟ خوب یا بد ما در ایران هستیم، واقعیت‌ها باید لحاظ شوند!

chr1_by_farshidf2 in deviantart.com

این روزها هم که عده کثیری از بسیجی‌‌ها و انقلابیون و سیاسیون( در واقع خود مردم) در مورد منحرف شدن دولت(یا نظام) از راه آیت‌الله خمینی صحبت می‌کنن ولی فراموش نکنید که راه آیت‌الله خمینی همونطور که در پاراگراف‌های فوق ذکر شد فرق چندانی با راه سیاستمردان فعلی ندارد و در واقعه تخطی صورت نگرفته است. مسائل فعلی ایران اسلامی هم تنها به دلیل سرعت و اعمال فشار بیشتر توسط گروه به اصطلاح اصولگرا در ادامه راه آیت‌الله خمینی است تا مجدداً اقتدار و قدرت به دست اصولگرایان بیفتد همانند دوران پیش از دوم خردادی‌ها و دولت آقای خاتمی.
سیاسیون منتقد فعلی [درست است، به اصلاح‌طلبان ظاهری این روزها فکر کنید!] در واقعه سیاسیونی هستند که تنها دستی بر آتش ندارند و از همین ناراضی هستند وگرنه کاری به ساختار و بُن و ریشه ماجرا ندارند، این روزها مردم اصلاح‌طلبان واقعی هستند به رفتار دختران و پسران امروز توجه کنید، محدودیت‌ها را تحمل نمی‌کنند و پس می‌زنند، اجازه نمی‌خواهند بلکه انجام می‌دهند!
کسانی هم که فکر می‌کنند می‌توانند با فرستادن نماینده خود به مجلس یا کاخ ریاست جمهوری اقدام به اصلاح امور و ملزم کردن دیگر مسئولین به رعایت حقوق شهروندان کنند تنها نیاز به چند سیلی محکم دارند تا از خواب بیست و چند ساله بیدار شوند که البته رئیس‌جمهور فعلی بخوبی دارند سیلی‌های مذکور را می‌نوازند، امیدوارم که سیاسیون و اصلاح‌گرایان واقعی هر چه زودتر واکنش مناسب به این سیلی‌ها را نشان دهند و به مردم بپیوندند تا به آیندگان ضربه کمتری برسد، امیدوارم! هر چند دیگر به اصلاح ساختار از داخل نظام امید و باوری ندارم.


× بنده هیچگونه ادعایی در زمینه سیاست و تحلیل سیاسی ندارم، تنها اخبار و حوادث رو دنبال می‌کنم و گاهی نظرات شخصی‌ام را ابراز می‌کنم، همین!
× مطلب فوق یکی از نوشته‌هایی است که قصد داشتم در وبلاگم بصورت ناشناس منتشر کنم، ترجیح دادم که تعدیل‌ش کنم و همینجا با نام خودم بماند، الباقی مطالب هم به مرور زمان تعدیل میشوند و همین‌جا منتشر میشوند!

Entry Filed under: diplomacy, religion. برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , .

3 Comments Add your own

  • 1. محسن  |  سه شنبه,22/آوریل/2008 at 9:18 ق.ظ

    از لحاظ منطقی چیدن این اتفاقات در کنار هم صحیح است اما شما چیزی را فراموش کردی به نام اراده ی ملت. درست است و قبول دارم که اگر ملتی باقی باشد. تاریخ 30 ساله حکومت خمینی سرشار است از اراده ی ملت اقلیت که به خواست حکومت به اصطلاح و در ظاهر مقتدر چربید و آن خواسته را تغییر داد.
    باشد که رستگار شویم!

    پاسخ
  • 2. فرمانده  |  سه شنبه,22/آوریل/2008 at 11:58 ق.ظ

    با درود، نوشتار تو را خواندم!

    من در وب نوشت «رقص بر بام پریشانی» به عنوان وب نویس میهمان می نویسم. خوشحال می شوم مرا به جمع اعضای قبیله ی خود راه دهی. اگر پیوند «رقص بر بام پریشانی» را در وب نوشت خود درج کردی، مرا باخبر کن.

    نشانی «رقص بر بام پریشانی»:
    http://dowr.wordpress.com

    و اما در مورد پاسخی که محسن داد، باید بگویم آیت الله خمینی، بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی در سال 1979 متاسفانه اراده ای را به ملت ایران تحمیل کرد که امروز ما شهروندان ایرانی باید تاوان آن را پس دهیم! جهان بدون نظام مقدس (!!) و بی ارزش جمهوری اسلامی مکانی امن تر خواهد بود و آرزوی ما این است که روزی ایران روی آزادی و دموکراسی را ببیند!

    با سپاس فراوان.

    پاسخ
  • 3. پژ  |  سه شنبه,22/آوریل/2008 at 7:00 ب.ظ

    اسکناس 100 ریالی دیگه خیلی کم چاپ می‌شه.

    پاسخ

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


بدانيد و آگاه باشيد كه :

rss in feedburner

در اين وبلاگ شما نوشته‌هاي من،مرتضي بهمني، را در مورد مسائل مختلف حاكم بر فضاي ذهني من و ديدگاه من را نسبت به جامعه مجازي و واقعي كشور ايران را مي‌خوانيد و مي‌بينيد، براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد من لطفاً برگه‌ " درباره من " و براي شناخت منش من برگه "مرام‌نامه مجازي" وبلاگ رامشاهده بفرمائيد .

كاغذ پاره‌ها

توئيت‌هاي من

تاريك‌خانه من

rain in water

Desert landscape : منظره بياباني

stray dogs : سگ ولگرد

Rhythm of stray dogs : ريتم سگ ولگرد

More Photos

دسته بندي موضوعي مطالب

روزي روزگاري …

اعضاي قبيله من

حمايت ميكنم از ...