Archive for ژوئن, 2008

مرگ در خيابان!

از يك كارتن خواب خيابوني عكاسي ميكني و چند مدتي ميگذره!
هنوز زمان زيادي از اينكه تصويرش رو توي فليكر قرار دادي نمي‌گذره كه دوستت خبر ميده كه امروز نعش كارتن خوابه رو آوردن بيمارستان؛ در حالي كه تا زماني كه داشتن بهش شوك الكتريكي ميدادن قوطي فلزي كه هم توش مي‌شاشيد و هم توش آب مي‌خورد توي دستش بود و ولش نمي‌كرد، حتماً خيلي بهش وابسته شده بود، دوستم ميگه كه ديده روي چهره طرف ملحفه بيمارستان رو كشيدن و جوون‌هايي كه طرف رو تا بيمارستان آوردن با حال زار و در حالي كه شوكه بودن رفتن ولي مطمئن نيست كه طرف مرده يا نه!؟ (اين كارتن‌خوابه چندين سال كه توي شهر ما كارتن خوابي ميكرده و بعضي وقت ها مردم و كاسب‌كارها كمكي بهش ميكردن! چه خودش ميخواست و چه نمي‌خواست بخشي از خاطرات آدما شده بود يا حداقل واسه من كه اينطور شده بود! اگه چند مدت نمي‌ديدمش نگرانش ميشدم!)
حس عجيبي دارم الان، حقيقتش رو بخواين از ظهر تا حالا كه خبر رو شنيدم ده‌ها بار تصاويري كه از كارتن خوابه گرفتم رو ديدم و توي ذهنم داستان ساختم براش كه كارتن خوابه چش شد كه حالش خراب شد؟ گشنگي؟ سن بالا؟ مرگ طبيعي؟ مسموميت؟ ولي همين كه به آخر داستاني كه واسه طرف ساختم فك مي‌كنم گيچ ميشم! يعني ممكنه طرف زنده باشه!؟

تصاوير عكاسي شده از اين كارتن‌خواب رو از اينجا و اينجا ببينيد!

4 comments چهار شنبه,4/ژوئن/2008


بدانيد و آگاه باشيد كه :

rss in feedburner

اين وبلاگ، وبلاگ جديد مرتضي بهمني است. سابقاً در دامنه شخصي پيكسل پست مينوشت. براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد مرتضي بهمني لطفاً برگه " درباره من " را مشاهده بفرمائيد .

كاغذ پاره‌ها

RSS Linkdump

دسته بندي موضوعي مطالب

روزي روزگاري …

اعضاي قبيله من

حمايت ميكنم از ...