Posts filed under 'ubuntu'
تعطيله آقاجان! تعطيله!
اينجا تعطيليه!
فعلاً نه حس نوشتن دارم، نه حس وصيت نامه نوشتن، نه وقت ميكنم از وردپرس و متن باز بنويسم و نه وقت ميكنم چرند و پرند ادبي و سياسي و فرهنگي و هنري(خصوصاً سينمايي) و هر چيز ديگه اي بنويسم. با خودم خيلي وقته كه خلوت كردم و دارم حال ميكنم.
از قديم گفتن رنج بشر از دونستنه! و من به اين حرف ايمان آوردم! ديگه روزنامه نمي خوانم و توي سايتهاي سياسيون و خبرگذاري و فعالان حقوق بشر نمي چرخم و در نتيجه هيچ احساس ناراحتي از اوضاع جامعه پيرامونم ندارم، در واقع چشمام رو بستم و هيچ علاقهاي به دونستن و بحث كردن ندارم و قيد ترسو شمرده شدن هم زدم.
فعلاً فقط مي بينم و ديدههام رو منتقل ميكنم، خواستي ببيني از اينجا ببين و اگر خواستي زماني بفهمي كه برگشتم پيگير اين فيد باش!
….
خلاص شدم!
1 comment شنبه,3/ژانویه/2009
من و اوبونتو و چند چیز دیگر…
امروز هم نوشته اصلی نداریم و پانوشتها خود یک نوشته شدهاند ! بر من ببخشائید .
₪ پانوشتها :
خبرگزاری مرتضیجان گزارش میدهد که :
[ اوبونتو ] موجودات عجیب و دوست داشتنی هستند این جماعت کدباز ! سه دیسک نرمافزار و سیستمعامل اوبونتو رو برای آدم به این سمت دنیا میفرستند ، فقط برای اینکه تست کنیم و حالش را ببریم !
بلی اوبونتویی شدیم رفت ! ولی هنوز هم عاشق ویندوزیم و هنگکردنش را تا زمانی که با چم و خم اوبونتو آشنا نشویم فدای اوبونتو نخواهیم کرد . در فروم اوبونتوی پارسی هم رفتیم و سعی کردیم که چیزهایی را یاد بگیریم ولی ظاهراً در این موضوع کمی بیاستعدادیم . با اینکه کدباز بودن چیز جدیدی برایم نیست ولی از ولخرجی دوستان برای در اختیار گذاشتن سیستمعاملشان به یک آدم بیکار در این سمت دنیا در عجبم ! موجودات عجیبی هستند این کدبازها !
این همه صغری و کبری برای این بود که بگویم برادران اوبونتویی چگونه میشود ما بتوانیم به نصب بستههای نرمافزاری اوبونتو اقدام کنم و با پیامهای ناشناخته اوبونتو مواجه نشویم ! یک پخشکننده صوت و تصویر اینقدر دنگ و فنگ دارد چه برسد بخواهیم سرور خانگی راه بیندازیم !
[وردپرس] عجب چیز باحالی هست وردپرس ! عجب آدم باحالی هستم من ! هر روز دارم با تعداد بیشتری افزونه با کارکرد جالب در وردپرس آشنا میشوم و بیشتر وسوسه ترجمه و پارسیسازی افزونهها در جانم شعلهور میشود ( سوختم به جان شما! ) . تقریباً ایمان آوردیم که در وردپرس هر چیزی میشود بالا آورد جز یک وبلاگ ساده ! کفر گفتم ؟!
[سربازم] خدمت سربازی نزدیک است و در رو هم ندارد ! رفتی ؟ به جهنم که رفتی!
[عجیب نیست؟] لحن نوشتهام به نسبت نوشتههای قبلی عوض شده ؟ بخدا نمیدونم جریان چیه ! گمونم تب دارم ! بر من ببخشائید ! نبخشیدی هم به جهنم !
[سالاد] کسی راهنمایی سراغ دارد برای تهیه سالاد اولویه در اینترنت ؟ خسته شدیم از بس تخم مرغ خوردیم ! غذای بهتر و کم خرج سراغ داری ! چرا ساکتی بگو جانم ! مردم از گشنگی!
[مریضم] اگر کسی سایت سینماییاش را تعطیل کند و برود کتابهایش را گوشهای انبار کند تا خاک بخورند و فیلمنامههایش را هم ناتمام رها کند بعد از آن به سراغ وردپرس و اوبونتو و … برود به نظر شما مریض است ؟ من مریضم ؟ مریض خودتی!
[مزخرفات] یک سری اشعار و داستان و ادله سیاسی و داریم که قابلیت انتشار عمومی ندارند ولی بسیار متمایلم که منتشر شوند در وبلاگمان ! راهی پیشنهاد کنید که بدون گرفتار قیلترینگ شدن بتوانیم کامروا شویم !
[امیرکبیر] سایت دانشگاه امیرکبیر خیلی وقت است که فعال است و دارد نوشتههایی را منتشر میکند که عموماً ارزش مطالعه را دارند ولی نمیدانم چرا نظراتی در پای نوشتههایش نمیبینم ! بابا جان سیاستزده شدین ولی کمی گوشهایتان را تیز کنید تا از حال و روز زارمان که نشانه دادن سرطان سیاسی/مذهبی است آگاه شوید ! نگید که این موضوع را میدونستین ولی میدونستی هم به جهنم !
[جنگ ایرانیان با جهان] شدیداً پیشنهاد میکنم که یک سایت انگلیسیزبان راهاندازی شود برای مقابله و ارائه اطلاعاتی واقعی از جامعه مدنی و سیاسی و … ایران و از جهانیان بخواهیم که بیخیال جنگ با ما شوند که بعداً پشیمان میشویم ! ترسیدید !؟ سیاسی نیستید !؟ به جهنم ! برو بجنگ تا … ات باد بره!
2 comments یکشنبه,7/اکتبر/2007